سیدالابرار، مطلع الانوار

خرید بک لینک

فکر تواَم و صحن و سرایی که نداری


داغ حــــرم و درد بنــایی که نداری

له له زدهام تا بنشینم لبـــــ حوض و


فـــوارهای و آبنمــــایی که نداری

زوار تو حیـــــران که چگونه بنشینند


در گوشه ی تنهاییِ جــایی که نداری

کو کهنه رواقـــی که به قبلم بفشارد


هفتاد و دو تا کـــربوبلایی که نداری

آنقـــــدر غـــریبی که نیفتاده کنارت


مشک و علم و دست جـدایی که نداری

بگذار که بر سنگ بکـــوبم سر خود را


با محتشـــــم نوحه سرایی که نداری

پس میشکنم تکه به تکه دل خـــود را


در تکیه ی لبریز عــــــزایی که نداری

سخت است که معصوم زمین باشی و اما


عمری بخوری چوب خطـــایی که نداری

حالا به چه حـــــالی بگذارم دل خود را

در گوشهی ایـــوان طــلایی که نداری...

کج دار و مریز...

ما را در سایت کج دار و مریز دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 69 تاريخ: چهارشنبه 19 آبان 1395 ساعت: 8:43

صفحه بندی