شد ز نام دگران گرچه مُكَدَر گوشم
خورد از نام علي قند مُكَرر گوشم
هركسي نام تورا بُرد شنيدم به دو گوش
ميبرد فيض زبان را دو برابر گوشم
گوش اِستاده ام از كودكي ام نام تورا
زان اقامه كه ز لب ريخت پدر در گوشم
گوش چپ نيست كم از راست كه در ميلادم
دو سِري خورده مِي از نام علي هر گوشم
من ز هر لب طلب نام علي داشته ام
نيست امروز بدهكار كسي گر گوشم
نام ِآن تيغ ِ پُر از آب به گوشم خورده است
گوش ماهي نشد اين قدر كه شد پَر گوشم
.....
(محمد سهرابي)